حاج ملا هادي السبزواري

166

شرح مثنوى

كنايت است از اينكه همت بايد عالى باشد . گفت مغناطيس عشاق الست همت عالى است اصل هر چه هست ( ( 2812 ) ) جز و يك رو نيست پيوسته به كل * ور نه خود باطل بدى بعث رسل ن 139 19 - ك 57 4 جزو يك رو نيست : چرا كه ممكن دو وجه دارد : وجه ظلمانى كه او اضافهء وجود به ماهيت اوست ، و وجه نورانى كه وجه الله و اضافهء اشراقى اوست به خدا ، پس به آن نظر كه وجود مضاف به ماهيت اوست مفصول است . و از اينجاست كه مشايخ فرموده‌اند كه : « التوحيد اسقاط الاضافات » پس بايد پردهء پندار دريده شود تا پرده كى ديده شود . ( ( 2820 ) ) خوى شاهان در رعيت جا كند * چرخ اخضر خاك را خضرا كند ن 140 7 - ك 57 12 در رعيت جا كند : كه اَلنّاسُ عَلى دينِ مُلُوكِهِم . ( ( 2821 ) ) شد چو حوضى دان و هر سو لوله ها * از همه آب روان چون گلوله ها ن 140 8 - ك 57 13 گوله : به گاف فارسى ، كوزهء آب خورى . ( ( 2824 ) ) ز انكه پيوسته است هر لوله به حوض * خوض كن در معنى اين حرف خوض ن 140 11 - ك 57 14 خوض : فرو رفتن . جناس مضارع و خطى دارد با قبل ، و رد العجز على الصدر دارد نيز . ( ( 2834 ) ) زين همه انواع دانش روز مرگ * دانش فقر است ساز راه و برگ ن 140 21 - ك 57 19 دانش فقر است : كه به حسب وجود و صفات وجود و حول و قوت همه فقير به مولى باشد . « اَلعَبدُ وَما فى يَدِه كانَ لِمَولاه » و قالوا « نِهايَةُ الفَقرِ بِدايَةُ الغِنى وَاِذا تَمَّ الفَقرُ فَهُوَ الله . ( ( 2847 ) ) فقه فقه و نحو نحو و صرف صرف * در كم آمد يا بى اى يار شگرف ن 141 12 - ك 57 27 فقه فقه : فهم علم فقه . و نحو نحو : قصد علم نحو . و صرف صرف : منصرف شدن به جانب علم صرف . در كم آمد يا بى : يعنى در وقت حركت رجوع الى الله در تنقصاند تا فانى بحث شوند . * ( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه 28 : 88 . ( 1 ) ( ( 2849 ) ) ما سبوها پر به دجله مىبريم * گرنه خر دانيم ما خود را خريم ن 141 14 - ك 57 28

--> ( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء قصص ، آيهء 88 .